خوب دیگه پول هم ندارم فعلا ترافیک بخرم و مجبورم از سویس محدود پروایدرم کار کنم تا ببینم چی پیش میاد.
این سرویس محدود رایگان هم فقط با پروتکل http کار میکنه بنابراین تنهای جایی که میتونم بیام و سرگرم باشم دنیای وبلاگه و کامنت و نوشتن پست و یه جورایی تجربه دوران زمان دایل آپی.
خوبه و اینم یه جور تنوعه:)
روزها بد می گذرند ... تلخ می گذرند ...
من هم بد شده ام ...
بد اخلاق ... بی حوصله ... بی تفاوت ...
همیشه همه چیز بر وفق مراد پیش نمی رود ...
شکر که زنده ایم و سلامت و سقفی بالای سر ...
این نیز می گذرد ...
به آرامی آغاز به مردن می كنی
اگر سفر نكنی
اگر كتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نكنی
به آرامی آغاز به مردن می كنی
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی
وقتی نگذاری ديگران به تو كمك كنند،
به آرامی آغاز به مردن می كنی
اگر برده ی عادات خود شوی
اگرهميشه از يك راه تكراری بروی
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی
تو به آرامی آغاز به مردن می كنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سركش
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند
و ضربان قلبت را تندتر می كنند
دوری كنی
تو به آرامی آغاز به مردن می كنی
اگر هنگامی كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
اگر ورای روياها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگی ات
ورای مصلحت انديشی بروی
امروز زندگی را آغاز كن
امروز مخاطره كن
امروز كاری كن....
پابلو نرودا، ترجمه احمد شاملو
عملا حرفی برای گفتن ندارم.